سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تیام
 
تیام
یکشنبه 3 اردیبهشت 91 :: 1:19 عصر ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

هی ... نمی دانم ما در این سر دنیا هی عرق می ریزیم و وضعیتمان این است ... و آن ها در آن سر دنیا هی عرق می خورند و وضعیتشان آن است ...


حال نمی دانم تفاوت در عرق است ؟!... یا در خوردن و ریختن آن ...




به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم خود کشی کنم ! حلالـــــــــــــم کنید ... 




موضوع مطلب :


شنبه 26 فروردین 91 :: 3:28 عصر ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

آزمون خود شناسی

اعتقاد تبتی ها به شناخت درون بسیار جالب است تا جایی که اگر کسی زمان تولد خود را به دقت حتی به ساعت و ثانیه بداند تسلسل روح وی را در کالبد های گذشته و آینده تشخیص خواهند داد .
این یکی از آزمون های دلای لاما ( از کاهنان برجسته آنها ) است .
برای این آزمون زمان بگذارید .
از آن لذت خواهید برد !
دلای لاما توصیه می کند که آنرا بخوانید چرا که برایتان مفید است .

- پاسخ ها روشنگر خواهند بود .
- صادق باشید و پاسخ ها را پیشتر از جواب دادن نبینید .
- ذهن همانند چتر می ماند وقتی خوب کار می کند که کاملا باز شود .
- تقلب نکنید .
- قبل از آغاز آزمون یک آرزو کنید .
- بترتیب به سوال ها جواب دهید .
- فقط 4 سوال پرسیده خواهد شد و اگر قبل از پاسخ جواب ها را ببینید آزمون بخوبی شما را هدایت نخواهد کرد .
- به آرامی پیش بروید و حوصله بخرج دهید .
- یک قلم و کاغذ آماده کنید ، در انتها به پاسخ های داده شده نیاز خواهید داشت .
- این یک پرسشنامه صادقانه است که به چیزهایی درباره واقعیت درونتان خواهد گفت .
- به هر سوال فقط یک پاسخ بدهید .
- اولین چیزی که به ذهنتان خطور می کند بهترین است ، به یاد داشته باشید هیچ کس غیر از خودتان نباید پاسخ ها و نتایج را ببیند .

سوال اول
حیوانات زیر را بترتیب دلخواه مرتب کنید .
گاو ، پلنگ ، گوسفند ، اسب ، خوک

سوال دوم
درباره ی هر کدام کلمه ای بنویسید که آنرا تشریح کند .
سگ ، گربه ، موش ، قهوه ، دریا

سوال سوم
درباره ی کسی فکر کنید که برایتان مهم است و شما را می شناسد و میتوانید او را به رنگی اختصاص دهید .
پاسخ خود را دو بار تکرار نکنید .
زرد ، پرتغالی ، قرمز ، سفید ، سبز

سوال چهارم
یک عدد بنویسید .
روز هفته مورد علاقه خود را بنویسید .

در انتها
مطمئن هستید این پاسخ ها صحیح هستند ؟
باز هم مرور کنید تا مطمئن شوید .

قبل از خواندن جواب ها آرزوی خود را تکرار کنید .

پاسخ ها
گاو پیشرو است .
پلنگ غرور و افتخار است .
گوسفند عشق است .
اسب خانواده است .
خوک پول است .

توصیف شما از سگ شخصیت شماست .
توصیف گربه همان توصیف شریک شماست .
موش توصیف دشمن شماست .
قهوه نگاه شما به میل جنسی است .
دریا زندگی شخصی شما را نشان می دهد .

زرد : کسی که هرگز فراموش نمی کنید .
نارنجی : کسی که شما او را دوست واقعی می دانید .
قرمز : کسی که شما او را واقعا دوست دارید .
سفید : روح دوم شما
سبز : کسی که در لحظات حساس زندگی او را بخاطر خواهید داشت .

0-4 : زندگی شما به تدریج و آرامی رشد خواهد کرد .
5-9 : زندگی شما برابر علاقه شما رشد خواهد کرد .
10-14 : شما تا سه هفته ی دیگر پنج واقعه غیر منتظره خواهید داشت .
15 به بالا : زندگی شما با سرعت بالایی رشد خواهد کرد و آرزوی شما محقق خواهد شد .

باید به تعداد عددی که آرزو کرده اید این پیام را برای افراد بفرستید و آرزوی شما در پایان روزی که دوست داشتید برآورده می شود !
این آنچیزی است که دلای لاما میگفت هزاران سال در لحظه ای برای رسیدن به مفهوم جمله بالا بخوان و بیندیش .

تبتی ها عقیده دارند این پیام را نباید بدور انداخت .
آنها عقیده دارند فرشته عجایب موسوم به مانترا از دستان دارنده ی این پیام پس از 96 ساعت بیرون خواهد آمد و یک موقعیت شگفت انگیز خواهید داشت .

آنها معتقدند دلای لاما راستگوست و اگر کسی به این موضوع اعتقاد ندارد کافیست این پیام را به 5 نفر بدهد تا درستی آنرا درک کند !
چرا که بزودی برایش یک اتفاق جالب و شگفت انگیز رخ خواهد داد !!!




موضوع مطلب :


شنبه 26 فروردین 91 :: 10:22 صبح ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

پسر در حال دویدن ...


زااااارت ( صدای زمین خوردن )
رفیق پسر : اوه اوه
؟؟؟؟؟؟؟؟ چت شد ؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟ ، پاشو ؟؟؟؟! ( شپلخخخخخ " صدای پس گردنی " )
یک رهگذر : چیزی مصرف کردی ؟ یکم کمتر میزدی خب !
یک خانوم جوان رهگذر : ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ !


دختر در حال راه رفتن ...

دوفففففففسک ( زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش )
رفیق دختر : آخ جیگرم خوبی ؟ فدات شم ! الهی بمیرم ! چی شدی تو یهو ؟ وااااااااااای ...
یک رهگذر : دخترم خوبی ؟ فشارت افتاده ؟ میخوای برسونمت د
کتری جایی ؟
یک پسر جوان رهگذر : ای وای خانوم حالتون خوبه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین ، با
این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین !!!!!!چشمک


From : Taknaz.ir 




موضوع مطلب :


پنج شنبه 10 فروردین 91 :: 8:0 صبح ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

خدایا ؛
گفتم : خسته ام . گفتی : « لا تقنطوا من رحمة الله » ؛ « از رحمت خدا نا امید نشوید . » [ زمر / 53 ]
گفتم : کسی نمی داند در دلم چه می گذرد .
گفتی : « إن الله بین المرء و قلبه ... » ؛ « خدا حائل است میان انسان و قلبش » [ انفال / 26 ]
گفتم : کسی را ندارم . گفتی : « نحن أقرب الیه من حبل الورید » ؛ « ما از رگ گردن به تو نزدیک تریم » [ ق / 16 ]
گفتم : انگار که مرا فراموش کرده اید ؟
گفتی : « فاذکرونی ، اذکرکم ... » ؛ « مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم » [ بقره / 152 ]




موضوع مطلب :


چهارشنبه 9 فروردین 91 :: 8:0 صبح ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم !


 بعد از مرگم ، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید .
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبد شکافی کند ، من به آن مشکوکم !
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند .
عبور هرگونه کابل برق ، تلفن ، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است .


بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی ، گورستان را تماشا کنم .


کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید ، شاید آنجا هم نیاز باشد !
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند .
روی تابوت و کفن من بنویسید : این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست .
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند ، در چمنزار خاکم کنید !
کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند ، باید هم قد باشند .
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید ، ثواب دارد .
در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند .
از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم !




موضوع مطلب :


سه شنبه 8 فروردین 91 :: 8:0 صبح ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

این معما را انیشتین در قرن نوزدهم مطرح کرده است و به گفته وی فقط دو درصد از مردم جهان قادر به حل این معما هستند و صرفا بر اساس منطق ریاضی می باشد.
در خیابانی 5 خانه در 5 رنگ متفاوت وجود دارد،در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیت متفاوت هستند و هر کدام نوشیدنی متفاوت،سیگار مختلف و حیوان خانگی مختلف دارند.
با شرایط زیر کدام یک ماهی دارد؟
1.مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
2.مرد سوئدی سگ دارد.
3.مرد دانمارکی چای می نوشد.
4.خانه سبز سمت چپ خانه سفید است.
5.صاحب خانه سبز قهوه می نوشد.
6.شخصی که pall mall‏ می کشد پرنده پرورش می دهد.
7.صاحب خانه زرد dunhill‏ می کشد.
8.مردی که در خانه وسطی است شیر می نوشد.
9.نروژی در اولین خانه زندگی می کند.
10. مردی که blends‏ می کشد در کنار مردی زندگی می کند که گربه دارد.
11.مردی که اسب دارد در کنار مردی است که dunhill‏ می کشد.
12.مردی که bluemaster‏ می کشد الکل می نوشد.
13.مرد آلمانی prince‏ می کشد.
14.نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
15.مردی که blends‏ می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.




موضوع مطلب :


دوشنبه 7 فروردین 91 :: 8:0 صبح ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند ...

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد ؟ 

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : " بله ، او خلق کرد " 

استاد پرسید : " آیا خدا همه چیز را خلق کرد ؟ " 

شاگرد پاسخ داد : " بله ، آقا

استاد گفت : " اگر خدا همه چیز را خلق کرد ، پس او شیطان را نیز خلق کرد . چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست ، خدا نیز شیطان است ! " 

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد . استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست . 

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت : " استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم ؟ " 

استاد پاسخ داد : " البته

شاگرد ایستاد و پرسید : " استاد ، سرما وجود دارد ؟ " 

استاد پاسخ داد : " این چه سوالی است ؟ البته که وجود دارد . آیا تا کنون حسش نکرده ای ؟ " 

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند . 

مرد جوان گفت : " در واقع آقا ، سرما وجود ندارد . مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست . هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد  و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد . صفر مطلق (460 -  F) نبود کامل گرماست . تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده می شوند . سرما وجود ندارد . این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد . " 

شاگرد ادامه داد : " استاد تاریکی وجود دارد ؟ " 

استاد پاسخ داد : " البته که وجود دارد

شاگرد گفت : " دوباره اشتباه کردید آقا ! تاریکی هم وجود ندارد . تاریکی در حقیقت نبودن نور است . نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد . اما تاریکی را نمیتوان . در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد  اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید . یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد . شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد ؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید . درست است ؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد . " 

در آخر مرد جوان از استاد پرسید : " آقا ، شیطان وجود دارد ؟ " 

استاد زیاد مطمئن نبود . پاسخ داد : " البته همانطور که قبلا هم گفتم . ما او را هر روز می بینیم ... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده می شود . او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد . این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست . " 

و آن شاگرد پاسخ داد : " شیطان وجود ندارد آقا . یا حداقل در نوع خود وجود ندارد . شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست . درست مثل تاریکی و سرما . کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد . شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند . مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید


نام آن مرد جوان آلبرت انیشتن !!!




موضوع مطلب :


جمعه 4 فروردین 91 :: 12:14 عصر ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

پیاده از کنارت گذشتم ، گفتی : قیمتت چنده خوشگله ؟
سواره از کنارت گذشتم ، گفتی : برو پشت ماشین لباسشویی بشین !
در صف نان نوبتم را گرفتی چون صدایت بلند تر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلند تر بود
زیر باران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی : زهر مار
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزا هایت فحش مادر و خواهر بود
در پارک بخاطر حضور تو نتوانستم پا هایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی !
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام
عاشق که شدم گفتی مادرت باید من را بپسندد
من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر ، آقای پدر و ...
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است !!!
اگر مردی هست نشان بده ...


From : Fateme Ebrahimi 




موضوع مطلب :


پنج شنبه 3 فروردین 91 :: 12:29 عصر ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

سقراط گفته : یونانی ها دروغگو هستند ولی خود سقراط هم یونانی است !باید فکر کرد


پس دروغ می گوید که یونانی ها دروغ می گویند ، پس یونانی ها راستگو هستند ،نکته بین


و سقراط هم یک یونانی است پس راستگوست ، باید فکر کرد


 پس راست می گوید که یونانی ها دروغگو هستند .گیج شدم


دست آخر ....


یونانی ها دروغگو هستند یا راستگو ؟؟؟؟؟؟؟ یعنی چی؟گیج شدم




موضوع مطلب :


چهارشنبه 2 فروردین 91 :: 1:25 عصر ::  نویسنده : فاطمه سادات طبسی       

 





موضوع مطلب :


1   2   >   
درباره وبلاگ

لوگو
آمار وبلاگ
بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 8
کل بازدیدها: 3081

فال حافظ



تعبیر خواب آنلاین